فراموش نکنید که شما بزرگتر از هر چیزی هستید که برایتان اتفاق می‌افتد یا ممکن است اتفاق بیافتد.

کلا برام جالبه که در مقابل تغییرات یه تضاد درونی در من وجود داره! شما فک کن من یه انسان ایده آل گرا هستم که به صورت مداوم به دنبال بهتر کردن زندگی اش و از طرفی هم از کودکی یاد گرفته تا همه چی رو آنگونه که هست دوست بداره و به شدت انعطاف پذیر باشه! کاری ندارم که این خوبه یا نه…ترس از تغییر رو شما هم تجربه کردید؟

تقریبا ۵ سالی معلم زبان بودم و این کار به شدت برام سخت بود. با وجود زحمت زیاد، شغل معلمی پول کمی هم داشت، البته وسطاش یه ریسکایی کردم ولی چون دانشجو بودم باید یه کار پاره وقت پیدا میکردم ولی دو چیز مانع از فکر و ترس از تغییرات می شد یک وابستگیم به بچه ها، دو ترس پیدا نکردن کار. با اینکه همه یک صدا اذعان داشتن که من دانش ام حرف نداره ولی به خودم این جسارت رو نمیدادم ولی سر آخر تو یکی از روزهای ماه تیر ۹۶ تصمیم ام رو گرفتم و پا روی دلم و وابستگیم گذاشتم و آموزشگاه رو ترک کردم. تقریبا در همه ی مصاحبه هایی که رفتم پذیرفته شدم:۰

کار جدیدی توی شرکت تبلیغاتی پیدا کردم ولی تصورم از محیط کار ماورای اون شرکت بود! ماورای زندگی استارتاپی…من کجا استارتاپ کجا! من یه دختر منظم شسته رفته، استارتاپ شلخته و نامنظم…(البته استارتاپ ما اینطور بودگویا)

سرتون رو درد نیارم که از ماه دوم دوباره تلاش و تلاش و تلاش برای پیدا کردن یک کار دلخواه… با همه ترس از تغییر رفتم تو دلش! الان سرکار جدیدم؛ شرکت بین المللی و خفن رنو فرانسه:) نمیدونم خوب یا بد! میدونم همیشه کارای سخت سخت انتخاب کردم و این علت جذاب بودنم در نظر بقیه بوده. الان کارم هم خیلی حساس هم خیلی فشار کاری زیادی رو تجربه میکنم اما این تجربه خفن تر از ن حرفاس که بخوام پا پس بکشم.

من فقط تو انتخاب شغل ترس از تغییر نداشتم، حتی به قلب ام اجازه نمیدادم که ریسک کنه و احساسش رو دست کسی بسپاره، حاضر نبودم وارد رابطه بشم چون فکر میکردم اینکار وقتم رو میگیره و نمیذاره پیشرفت کنم. (این احمقانه ترین فکریه که یه فرد میتونه داشته باشه، یه فرد بدون عشق معنایی نداره)

از شهریور ۹۶ و تولدم سعی کردم بی پروا زندگی کنم و ترس از تغییر رو کنار بگذارم چه در زندگی شخصی و چه کاری! خدا فقط میدونه بعدا چی پیش میاد مهم اینه من تلاشم رو بکنم و از زندگی لذت ببرم و سعی کنم فوق العاده ترین مرجانی باشم که هر کی تو ذهن اش میاد! کمال گرا بودن یا کامل گرا بودن بزرگترین اشتباهی که یه فرد میتونه در حق اش بکنه. بهترین لذت های دنیا رو که لذت بردن از زندگی در لحظه است.

ترس از تغییر در همه مون دیده میشه، گاهی ریسک میکنی نتیجه اش عالی میشه، به همون چیزی که میخواستی میرسی و گاهی هم گند میخوره بهش، نمیشه درستش کرد.

در آخر این پست هم دوست دارم بگم که هر لحظه خدا رو به خاطر اتفاقات خوب و بدی که تو این سال ها برام افتاده شکر میکنم و همه چی زندگیم رو سپردم دست خودش…

پ.ن: یادم میاد عکس رو یه روز بارونی بعد از دانشگاه که احتمالا با مهسا بودم گرفتم…یادمه حس ام غریب بود:))

پ.ن: ای کاش ده روز پشت هم تو تهران بارون بیاد!

One thought on “ترس از تغییر در همه ی افراد دیده میشه؟

  1. محمد میگوید:

    ترس از شکست، خود شکسته. اونجایی که جسارتشو پیدا میکنی که بری تو دل اون ترس، دنیا هم این جسارتتو بی پاسخ نمیزاره و اونچیزی رو مهیا میکنه که دوسش داری. توی هر موقعیتی، همیشه اون جسارتس که باعث بالاتر رفتن میشه. امیدوارم همیشه این جسارتو همراه خودت داشته باشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *