همه ی دخترا وقتی بچه هستند دوست دارند که در آینده معلم بشوند چون این شغل پر از عشق و مراقبت

اما آیا کارکردن با عشق و توجه میتونه برای یه فرد کافی باشه؟

من از تجربه شخصی خودم در این شغل صحبت میکنم و این کاملا مشخصه که نظر شخصی من می تونه با بقیه متفاوت باشه؛ هفده، هجده سالم بود که تونستم دوره های معلمی آموزشگاه ایرانمهر رو بگذرونم و با دلدن امتحان تافل اولین کلاس هم به من داده شدآموزشگاه ایرانمهر شعبه جردن واحد پسران کوچه شریفی هر کلاس ۴ هزار تومن… شاگردمم یه آقای سن و سال دار ترک بودندیادم میاد که پول کرایه ماشین ام بیشتر میشد و این شروع ماجرا بود و تجربه ۴ سال معلم بودن!

در کنار خوشی های کمی که داشت، من با مشکلات متعددی رو به رو بودم مثل سرپا ایستادن های زیاد، صحبت کردن های مداوم، حقوق کم، برخورد بد مسئولین آموزشگاه ها به ویژه ها برخی از منشی ها، دیرکرد مدیرها در واریز حقوق، کسری حقوق به هر بهانه ای و شاید یکی از مهم ترین اش درک نشدن از طرف دانش آموزاناین که اونها زحمات شما رو نادیده میگیرن شاید بدترین حسی باشه که به معلم القا میشه.

از طرفی یا باید تعداد بسیار زیادی کلاس داشته باشی تا بتونی درآمد چشمگیری داشته باشی یا اینکه حقوق شما از حقوق پاره وقت هم کمتر میشه و این تعداد بسیار زیاد کلاس و سر و کله زدن هر روزه با آدم های متفاوت میتونه در اعصاب و روحیه شما تأثیرات بدی خواهد داشت.

از وقتی حس معلم بودن رو تجربه کردم به معلم ها به شدت احترام میذارم و برای زحمتی که میکشن خیلی ارزش قایل ام.

پ.نیادمون باشه که معلم ها هم یه آدم معمولی هستند و ممکنه که چیزی رو بلد نباشن پس بهشون خیلی سخت نگیریم

پ.ن: از بلاگ به درد بخور و کاربردی نکات و ترفندها

پ:ن: به مناسبت روز معلم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *