مرجان گرافی ۲

مرجان اصغری

سری قبل تا روز اول مدرسه در هفت سالگی رسیدیم اما هفت سالگی من خیلی خیلی با بچه های دیگه فرق داشت چون من یه برادر هم دارم که دقیقا هم سن منه و روز اول مدرسه هامون یکی می شد… چهار نفری  سوار پراید سفید بابا شدیم و راه افتادیم به سمت مدرسه، قرار […]

مرجان گرافی ۱

مرجان اصغری

همونجور که پیداست اسم من مرجان!! اسمی که در همان بدو تولد در انتخابش بسیار اختلافات وجود داشته و در نهایت مادر جانم برنده ی این میدان بوده!!! تا ۸ ماهگی کسی از وجودم اطلاع نداشت چون در شکم مادرم در پشت برادر دو قلوم میلاد پنهان بودم؛ بعله اینجانب یه قُل بزرگتر دارم که […]